نوشتن هم چه حالی میده ها! از الان دارم قول میدم واسه سالِ بعدی هر هفته یه مطلب درست درمون بسندم… نه مثه امسال:دی خلاصه هفته انتهایی سال 89 رسیدش. تقریبا واسم عادت شده که هر سال تو روزای آخرش برمیگردم یه نگاهی به اتفاقای اون سال میندازم ببینم چیکاره ام، چیکاره بودم، راه درستی رو رفتم یا نه و اینکه چیکار کنم که سال بعدی بهتر بشه.
به نسبت سال 88 ، سال 89 بسیار بهتر بود. چه از لحاظ درسی، چه شخصی و چه تو سایت TvShow!8 ماه دوره مدیریتی تو سایت تجربه گران بهایی از طرز برخورد با سایرین رو بهم دادش. اینکه به نظر بقیه هم احترام بزاری البته قبلا همینطوری بودما ولی یاد میگرفتی به عنوان مدیر سعه صدر بیشتری از خودت نشون بدی و آروم آروم طرحهایی که داری رو اجرا کنی که اکثرا هم انجام شدش.
در کنار اینها سال 89 مصادف شده بود با انتخاب شدنم به عنوان دبیر انجمن اسلامی دانشکده . اصولا کار سختی بودش یعنی همزمان داشتم 2 تا کار مشکل رو انجام میدادم. وضعیت سایت و همزمان انجمن بسیار مثه هم بود. در هر دو نیروهای فعال کم بودن و عملا در هر دو جا با هیچی شروع کردیم و خدا رو شکر اونجا هم به طور متوسط از نظر خودم رو به بالا عمل کردیم. هر چند این روزای آخری فشارها از مسئولای دانشکده روی من بودش ولی به خیر گذشتش. این هم تجربه مدیریتی در فضای واقعی و مدیریت یه تیم…
در مورد مسائل شخصی که این اواخر یه سری مشکلات واسم پیش اومد که تحملش سخت بودش ولی کنترلش کردم تا حد زیادی و الان وضعیت بسیار مناسب و خوبه به نسبت یکی دو ماه قبل. خلاصه اینم تجربه بسی گرانبهایی بودش واسم. از نظر درسی هم پیشرفتایی داشتم که خدا رو شکر میکنم.
خلاصه سال 89 با همه اتفاقاتش، چه شیرین چه تلخ گذشت و البته به نسبت سال 88 خیلییی بهتر بودش. برای سال بعدی یه سری برنامه ها دارم که باید انجامش بدم یعنی روشن کردم واسه خودم هدفهام رو و این برای اولین بار که به آینده یه دید مثبت دارم. نمیدونم به خاطر عوض شدن دهه و آغاز دهه 90 هستش یا اینکه من عوض شدم و چیزایی رو میدونم و بدست آوردم که نسبت به قبل یه دید دیگه ای از قضایایی که دور و برم میگذره بهم داده.
اولین هدفم اینه که مجله iLOST رو بترکونم اینم با کمک تیمی که در حال گردآوریش هستم و البته اعضایی که داریم میخوام انجام بدم. در مورد درس هم که سال 90 سال ارشد خوندن من محسوب میشه و هدفم آوردن رتبه های پایین تا بتونیم دانشگاه بسیار بهتری قبول شم. برای انجمن اسلامی هم که یه لیست کار تهیه کردم نمیدونم میشه اجراییش کرد یا نه ولی تلاشم رو میکنم. به نظرم تلاشِ مهمه حالا برسی به هدف که خیلی خوبه نرسی هم لااقل بعدا پشیمون نمیشی.
میتونم بگم سال 90، سال من خواهد بود و آرزو میکنم برای تک تک شمایی که این متن رو میخونین هم اینطور باشه…
مخلص همتون… عیدتون هم مبارک
آخی! علیرضا! چه بزرگ شدی.. می خوای ارشد امتحان بدی؟
)))
)))))
من نمی دونم چرا همه اش به شماها فکر می کنم حس می کنم خیلی پیر شدم!
خیلی خوشجالم که با همه سختی و وقایع تلخ و شیرین، سال نسبتن خوبی داشتی و امیدوارم توی سال بعد روزبروز موفق تر و خوشحال تر باشی :*
توسط: Lady HoDa در مارس 14, 2011
در 2:40 ب.ظ.
اره دیگه… زود دوران دانشجوییم هم داره تموم میشه.
نه بابا جوونیا تو. اوج خوشی زندگی رو داری الان:دی
مرسی. ممنونم. امیدوارم واسه تو هم ردیف باشی سال 90
توسط: oceanicdiary در مارس 18, 2011
در 12:11 ق.ظ.
اميدوارم به همه هدف هات دست بيابي و خوشحالم كه سال نسبتا خوبي داشتي
عيد تو هم مبارك … مبارك
توسط: negin در مارس 19, 2011
در 7:22 ب.ظ.
مرسی نگین جان… همچنین;)
توسط: oceanicdiary در مارس 27, 2011
در 4:15 ق.ظ.