نگاشته شده توسط: oceanicdiary | ژانویه 30, 2011

ازت ممنونم دوست همیشگی من…

به خودم قول داده بودم که از این به بعد زود به زود آپدیت کنم اما بازم نشد. الان یهو حسش اومد که چند خطی رو بنویسم. شماره جدید مجله iLOST تو همین روزا میاد بیرون. امیدوارم مورد استقبال قرار بگیره. بچه های تحریریه  تو این شماره بد جوری منو شرمنده کردن چون اکثر کارا رو خودشون انجام دادن ، واسه همین یه تشکر خیلی بزرگ بهشون بدهکارم. کم کم دارم فکر میکنم که لیاقت اینکه سردبیرشون باشم رو ندارم.

هفته گذشته بهم خیلی سخت گذشت. هنوزم  تاثیراتش مونده اما میخوام از اونی که باهام بودش اینهمه مدت تشکر کنم چون خاطرات خیلی خوبی رو واسم رقم زد. باهاش که بودم حس زنده بودن داشتم. چاره  ای نیست. حالا میگن همه چی تموم شده اما خاطراتش واسم مونده. واسه همه اون چیزایی که بهم یاد داد ازش ممنونم. امیدوارم همیشه و همه جا خوشحال و پیروز باشه.

ترم جدید دانشگاه ها هم داره شروع میشه . منم باید کم کم  ساک لباسهام رو ببندم برم خوابگاه. این دفعه اصلا حس خوبی ندارم. نمیدونم چرا. یه طوریه. انگار برگشتی دیگه واسم در کار نیستش. یه سفر یک طرفه. نهایت واحدی که میتونستم بردارم رو برداشتم واسه این ترم.

تا روزگار چی واسم رقم بزنه. یه جورایی این نوشتم شد شبیه وصیت. نمیدونم چرا ولی خب شاید بازم اینجا آپدیت شد. شاید نشد. کی میدونه؟ تا اون موقع خداحافظ…


پاسخ

  1. ey difune!!! vasiat chie?!bezanam tu saret?!!!:D
    khodahafezo kuft:D
    miri rasht safa vase khodet alaki inja trip ghamo ghose rah mindazi:D
    ishala harja hasti hamishe halet khub bashe.

    • مرسی. نه حوصله اش نیست دیگه جون نخی ولی ممنونم ازت در کل.
      واسه همه چی

  2. :|

    • خب الان این یعنی چه؟!:دی

      • به نفعته نپرسی این یعنی چی… :mrgreen:

        ولی این هم که سپیده می گه بد نیستا! عموی من هم همین بلا سرش اومد، رفت گرگان درس بخونه زن هم گرفت الان بچه اش هم 3 سالشه! :lol:

      • درس من که آخراشه دیگه. از این خبرا نیست :دی

  3. برگشتی واسم نیست یعنی چی حالا؟نکنه میخوای بری اونجا زن بگیری موندگار بشی؟جدا از شوخی.
    زندگی خوب یا بد میگذره و این خاطراته که میمونه…ایشالله همیشه خاطرات خوب داشته باشی و خوش باشی گل پسر

    • ممنون سپیده خانوم. مرسی:)

  4. سلام
    سفر همیشه این حس رو با خودش داره، این که با خودت فکر می کنd ممکنه برگشتی در کار نباشه.گاهی این احساس باعث میشه قدر لحظه هایی که هنوز نفس می کشیم رو بدونیم. شاید هم این احساست به این خاطر باشه که اونی که در کنارش حس زنده بودن داشتی باهات نیست…این روزا می گذره علیرضا و ایشالا روزی میاد که بازم سرشار از انرژی و پر از شور زندگی هستی.اتفاقا این جور وقتها به نظرم خوبه که ادم خودشو حسابی سرگرم کار و درس کنه.
    ……سخته ولی تموم میشه این دوره….
    شاد باشی و سلامت و ایشالا هرچه زودتر دوباره آپ کنی.این جوری هم تو دل ما رو خالی نکنی ;)

    • مرسی. بابت نظری که واسم گذاشتی :)

  5. ایش ….با این پست گذاشتنت ..دلم ترکید …برو بینم .مورچه چیه وصیتش چی باشه !فسقلی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.