واااو… از اخرین باری که لاگین کردم تو پنل بلاگ خیلی وقته که گذشته. گفتم بیام یه سری بزنم ببینم چه خبره. از بچه هایی که کامنت گذاشتن معذرت میخوام که نتونستم بیام و جواب کامنتهاشون رو بدم. سعی میکنم از این به بعد بیشتر پست بدم اما چی باعث شد دوباره دلم یاد بلاگ نویسی کنه؟
تا حالا شده یه کاری رو انجام بدی ولی اون کارت باعث بشه یه برداشت دیگه ای ازش بشه؟ یا مثلا هدفت یه چی دیگه باشه اما وقتی داخل یه موضوعی هستی خودت نفهمی که اینکارت یعنی چی و یکی از بیرون که بیطرفه بگه یعنی چی؟! واسه من تو هفته گذشته یه همچین اتفاقی افتاد.خیلی هم واقعه بدی بود. یادم نمیاد تا حالا همینچین وضعی واسم پیش اومده باشه…
اولین پستم پس از ماه ها چندان خوشحال کننده نیست. خیلی دوست داشتم که میتونستم جلوتر یه کاری کنم تا همچین موردی پیش نیاد ولی افسوس…
لااقل الان تمام سعی ام رو کردم که بتونم جبران کنم. نمیدونم میشه یا نه. نمیدونم بعدش چی میشه. خودم که چند شبه خواب درست ندارم… این اولین باره که عذاب وجدان داره خفه ام میکنه و من… افسوس میخورم که چرا اینطوری شد در حالیکه قصد، اصلا اون نبود.
میتونم فقط امیدوار باشم که منو ببخشه. نمیدونم میتونه ببخشم یا نه…
تمام
واقعا هیچی بدتر از این نیست که ادم ی کاری بکنه و بقیه یه برداشت اشتباه و منفی ازش داشته باشن …
توسط: Negin در ژانویه 10, 2011
در 6:16 ب.ظ.
من بهش میگم ببخشتت.تو بچه خوبی باش من این فداکاری رو برات میکنم :دی
توسط: سپیده در ژانویه 13, 2011
در 8:21 ق.ظ.
هر کاری کردم نشد لایک بزنم برا پستت.لاااااااااااایک
توسط: سپیده در ژانویه 13, 2011
در 8:23 ق.ظ.
سلام
بالاخره آپ کردی،به سلامتی:)
خیلی سخته عذاب وجدان و پشیمونی…آدم دلش می خواد هر کاری کنه که زمان برگرده به عقب!اما خب…نمیشه…
فکر می کنم اگه طرف مقابل پشیمونی و سعیت رو برای جبران کردن ببینه،حتما نظرش عوض میشه.من این جور وقتها سعی می کنم با اون آدم صحبت کنم و صادقانه همه چیز رو توضیح بدم.ولی خب گاهی هم نمیشه و حتی توضیح دادن کار رو خراب تر می کنه، این جور وقتها باید در عمل نشون داد، یعنی همین کاری که کردی و سعی کردی درستش کنی.
ایشالا با گذر زمان همه چیز درست میشه… بخشیده و فراموش میشه…به امید خدا.
این جور اتفاقا با تموم سختی و تلخیش لازمه برای آدم یه وقتایی…این جوری همیشه سعی می کنیم توی رفتارهامون بیشتر احتیاط و دقت داشته باشیم و کمتر باعث رنجش مستقیم یا غیرمستقیم کسی بشیم.
ببخشید طولانی شد.چون برام پیش اومده قبلا، سختیش رو درک می کنم…
ایشالا هرچه زودتر همه چیز عالی میشه….در پناه خدا
توسط: negar در ژانویه 18, 2011
در 2:51 ب.ظ.